RSS  Atom  خانه |   شناسنامه |   پست الکترونيک |  پارسي بلاگ
اوقات شرعي

يا منيل

   1   2      >
+ نقش زنان در حکومت امام زمان عليه السلام (شنبه 26/5/1387 ساعت 5:25 عصر)

نقش زنان در حکومت امام زمان عليه السلام


حال سزاوار است بدانيم زنان در حکومت قائم آل محمد عليه السلام چه مى کنند چه کسانى هستند چند نفرند از کجا مى آيند و چه مسؤوليتى بر عهده دارند. بر اساس برخى از روايات حضور و نقش اين زنان از نظر زمان و موقعيت چهار گونه است:


الف: حضور پنجاه زن در بين ياران امام


اولين گروه از زنانى که به محضر امام زمان مى شتابند آنهايند که در آن ايام مى زيسته اند و همانند ديگر ياران امام عليه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام عليه السلام مى رسند. در اين باره دو روايت وجود دارد:


روايت اول: ام سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور از پيامبر روايت کرده است که فرمود: «يعوذ عائذ من


(17)


الحرم فيجتمع الناس اليه کالطير الوارده المتفرقه حتى يجتمع اليه ثلاث مأة واربعة عشر رجلا فيه نسوة فيظهر على کل جبار و ابن جبار...»1


يعنى: در آن هنگام پناهنده اى به حرم امن الهى پناه مى آورد و مردم همانند کبوترانى که از چهار سمت به يک سو هجوم مى برند به سوى او جمع مى شوند تا اينکه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد آمده که برخى از آنان زن مى باشند که بر هر جبار و جبار زاده اى پيروز مى شود.2


روايت دوم: جابربن يزيد جعفى ضمن حديث مفصلى از امام باقر عليه السلام در بيان برخى نشانه هاى ظهور نقل کرده که: «و يجيى ء والله ثلاث مأة و بضعة عشر رجلا فيهم خمسون امراة يجتمعون بمکة على غير ميعاد قزعا کقزع الحزيف يتبع بعضهم و هى الاية التى قال الله اينما تکونوا يأت بکم الله جميعا ان الله على کل شى ء قدير...»3


به خدا سوگند سيصد و سيزده نفر مى آيند که پنجاه نفر از اين عده زن هستند که بدون هيچ قرار قبلى در مکه کنار يکديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هر جا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى کند. زيرا او بر هر کارى توانا است.


________________________


1. مجمع الزوائد ج7 ص315؛ معجم احاديث الامام المهدى ج1 ص500.


2. همان.


3. بحارالانوار ج52 ص223.


18)


پنجاه زن از سيصد و سيزده نفر!


نکته شگفت در اين دو روايت اين است که مى فرمايد: سيصد و سيزده مرد گرد آيند که پنجاه نفر ايشان زن هستند!


دوم آنکه: در روايتى که نام ياران برشمرده شده است نام هيچ زنى وجود ندارد.1


در پاسخ اين شبهه مى توان گفت: اين چند نفر در زمره همان سيصد و سيزده نفر هستند. زيرا اولا امام عليه السلام مى فرمايد: «فيهم». يعنى در اين عده پنجاه زن مى باشد.


دوم: شايد تعبير مردان بدين سبب باشد که بيشتر اين افراد مرد هستند و اين کلمه از باب فزونى عدد مردان چنين ذکر شده است.


سوم: اگر مقصود همراهى خارج از اين عده بود امام مى فرمود: «معهم» نه اينکه بفرمايد «فيهم». زيرا اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده اند و همه ياران و فرماندهان عالى رتبه و از نظر مقام و قدرت در حد بسيار بالايى هستند که برخى با ابر جا به جا مى شوند و اينها بدون شک با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند. بنا بر اين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند رتبه و موقعيت ويژه قائل شده و اگر در زمره ياران ديگر حضرت هستند از امتياز کمترى برخوردارند.


________________________


1. دلائل الامامة ص314.


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + چگونه عشق به حضرت فاطمه را آنطور که شايسته ايشان است در دل جاي . (شنبه 11/3/1387 ساعت 11:0 عصر)

    چگونه عشق به حضرت فاطمه را آنطور که شايسته ايشان است در دل جاي دهيم؟
    حالت شوق و اميدواري که در شما به وجود آمده بسيار ارزنده است البته اين مقدمه است و در پي آن بايد همت کنيد که به آرمان هاي مقدس خود برسيد. در اين راستا توسل و توجه به اهل بيت - عليهم السلام- و نماز و عبادات هم صفا بخش دل است و هم موجب عنايت و دستگيري آنان. حکم بن غيبه مي‏گويد: خدمت امام باقر عليه‏السلام بودم منزل حضرت پر از جمعيت بود.
    مردي عصا به دست وارد شد و جلو درب فرياد زد: ((السلام عليک يابن رسول الله و رحمه‏الله و برکاته)) امام باقر(ع) و ديگر اهل مجلس جوابش را دادند. آن گاه گفت: به خدا قسم من شما را دوست دارم و هر کس شما را دوست دارد نيز دوست دارم و اين علاقه به خاطر طمع در امور دنيايي نيست. دشمنان شما را
    دشمن دارم و از آنان بيزاري و برائت مي‏جويم و اين دشمني به خاطر امور شخصي نيست. قسم به خدا هرچه را شما حلال مي‏دانيد من هم بر خود حلال مي‏دانم و هر آنچه را شما حرام مي‏دانيدمن نيز حرام مي‏دانم و منتظر فرج و پيروزي شما(شايد فرج امام زمان(ع) را مطرح‏کرده بود ) هستم فدايتان شوم آيا
    اميد موفقيت و خشنودي خدا در کارهاي من هست؟ امام باقر(ع) پس از نقل داستاني فرمود: هر کس دوست دارد به مردي از مردان بهشت نگاه کند اين مرد را ببيند.(1) از اين روايت 5 معيار براي دوستي واقعي اهل بيت(ع) به دست مي‏آيد: 1. تولي يا پيوند قلبي با اهل بيت(ع). 2. تبري (دشمني و بيزاري با تمام وجود نسبت به دشمنان‏آنان) . 3. حلال دانستن آنچه حلال شمرده‏اند. (هماهنگي عملي و پيروي همه جانبه از آنان) 4. حرام شمردن آنچه حرام شمرده اند. 5. انتظار فرج و آمادگي نسبت به آن.


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + ديگر خنده، هرگز! جز يک تبسم (يکشنبه 29/2/1387 ساعت 10:6 عصر)

    فاطمه(ص) به اسماء بنت عميس فرمود: اي اسماء ! من اين را که نسبت به بانوان انجام مي شود و (در مراسم بعد از  مرگ تنها ) پارچه اي روي جنازه زن مي اندازند و در نتيجه پوشش لازم را ندارد و جسد نمايان است ، ناروا شمرده و نمي پسندم . اسماء گفت : اي دختر رسول خدا! آيا چيزي را که در سرزمين حبشه ديدم به شما نشان دهم؟ پس از آن ، اسماء چوبهاي تري را فراهم ساخت ، آنها را خم کرد، سپس پارچه اي روي آنها انداخت (و تابوتي ساخت). فاطمه(ص) فرمود: چقدر اين خوب و زيباست! چرا که به واسطه آن ، زن از مرد باز شناخته مي شود( در نتيجه ، نسبت به شوون جنازه زن رعايت لازم صورت خواهد گرفت ) . پس آنگاه که من جان سپردم ، تو و علي مرا غسل دهيد و هيچ کس ديگر برمن وارد نشود . زماني که رحلت کرد ، علي و اسماء او را غسل دادند.


    همين مضمون را دولابي ،از محدثان اهل سنت ، ذکر نموده و سپس افزوده است:


    بعد از پيامبر اکرم (ص) هيچ گاه با تبسم ديده نشد مگر آن روز که اسماء آن تابوت را ساخت و نشان او داد.
    چه بسيار غم انگيز و دلخراش  است که يگانه دختر پيامبر اکرم (ص) ، تنها لبخندي که بعد از رحلت پدر خود مي زند هنگامي است که نگاهش به شبه تابوت خويش مي افتد! گويا به ياد نزديکي آن روز موعود مي افتد. از طرف ديگر خيالش آسوده مي گردد که بعد از رحلتش ، نگاه بيگانه اي به او ، هر چند از روي پارچه ، نخواهد افتاد، با اينکه طبق وصيتش مراسم خاک سپاري ، مخفيانه انجام خواهد شد و تعداد انگشت شماري چون علي (ص) و سلمان و مقداد شرکت خواهد کرد؛ با اين همه ، نگران نحوه تشييع جنازه و حفظ حرمت شؤون اسلامي خويش است و تنها با ديدن تابوت که امکان محافظت کامل او را دارد آرامش مي گيرد . در روايت ديگري از امام صادق (ص) آمده است که اسماء تختي درا آورد ، آن را وارونه کرد و ترکه هايي از درخت خرما را به پايه هاي آن بست و پارچه اي روي آن افکند و به حضرت (ص) نشان داد.


    منبع:کتاب فاطمه (ص)گلواژه آفرينش
    حليه الاولياء و طبقات الاصفياءج2 ص3
    ذخائر العقبي ص53


    بحارالانوارج43 ص213


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + اسرار نام‌هاي حضرت فاطمه (س) (جمعه 27/2/1387 ساعت 11:4 عصر)

    حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خداي تعالي 9 اسم دارد: فاطمه، صديقه، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهرا. چرا فاطمه ؟رسول خدا فرمود: زيرا او و شيعيانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معناي قطع‌شده و بريده است.)‏      
    حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خداي تعالي 9 اسم دارد: فاطمه، صديقه، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهرا.
    چرا فاطمه ؟
    رسول خدا فرمود: زيرا او و شيعيانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معناي قطع‌شده و بريده است.) و نيز امام صادق (ع) فرمود: زيرا او از هر شر و بدي بريده شده است و نيز چون مردم از رسيدن به معرفت کامل او قطع شده اند.
    چرا صديقه ؟
    زيرا او هرگز در زندگي جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصديق کرد.
    رسول خدا به اميرالمؤمنين فرمود: يا علي، من به فاطمه سفارش‌هايي کرده ام که به تو بگويد. او هر چه گفت بپذير، زيرا او راستگوست، بسيار راستگو.
    چرا مبارکه ؟
    برکت به معناي خير فراوان است و از فاطمه نسل فراواني به عالم اسلام هديه شده . لذا در بعضي از تفاسير آمده است که در آيهي « انا اعطيناک الکوثر» ( اي رسول گرامي ما به تو خير کثير عطا کرديم) منظور، فاطمه (س) است.
    چرا طاهره ؟
    امام باقر (ع) فرمود: زيرا او از هر ناپاکي ظاهري و هر گونه ناپاکي دامن، مبري است.
    و نيز طبق روايات متعدد، آيه تطهير( انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زيرا هر گونه رجس و پليدي و ناپاکي از وجود مقدسش دور است.
    چرا زکيه ؟
    زکاة هم به معناي رشد و نمو و هم به معناي طهارت است، بنابراين زکيه هم يعني از فاطمه نسل پرباري پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اينکه او وجودي است پاک و طاهر .
    چرا راضيه ؟
    زندگي کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نيز با تلاش و سختي همراه بود. او زندگي بسيار مشکلي را پشت سر گذاشت ولي هرگز لب به شکايت باز نکرد، بلکه همواره خداي بزرگ را شکر مي‌کرد و راضي بود .
    روايت شده روزي رسول خداحضرت فاطمه را ديد که لباس خشني بر تن داشت و با دست‌هاي مبارکش آسياب مي‌کرد در حاليکه طفل کوچک خود را هم شير مي‌داد. رسول خدا گريان شد و فرمود: اي دخترکم، تلخي اين دنيا را بچش، براي رسيدن به شيريني آخرت.
    حضرت فاطمه نه تنها لب به شکايت باز نکرد، بلکه عرض کرد: اي رسول خدا، من خدا را براي نعمتهايش سپاسگزارم.
    و نيز روزي اميرالمؤمنين از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد براي فاطمه مستخدمه‏‌‌اي بگيرد، اما رسول خدا تسبيح فاطمه را به آنها تعليم فرمود. حضرت زهرا پس از شنيدن اين دستور پيغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضيم.
    چرا مرضيه ؟
    تمام کارهاي حضرت فاطمه مورد رضايت خدا و رسول بود. رسول خدا هيچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهي مي‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .
    اين چنين است که رسول خدا رضاي فاطمه را رضاي خدا مي‌دانست و مي‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب مي کند و از رضايت او راضي مي‌شود.
    چرا محدثه ؟
    امام صادق (ع) در اين مورد فرمود: زيرا ملائکه از آسمان فرود مي‌آمدند و با او سخن مي‌گفتند.
    در فرهنگ اسلامى محدثان راستين همواره از حرمت و منزلت ويژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راويان در حفظ و حراست از گنجينه هاى معارف و ارزشهاى دينى و ذخاير گرانمايه مکتب تشيع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودايع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.
    چرا زهرا ؟
    امام صادق فرمود: زيرا نور آن بانوي مکرمه در يک روز سه بار براي اميرالمؤمنين مي‌درخشيد، و چون در محراب عبادت مي‌ايستاد نور درخشنده او براي اهل آسمان مي‌ درخشيد همانگونه که نور ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشد.
    برخي نامهاي ديگر حضرت فاطمه (س)
    حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شريف)، سيده (بانوي محترم)، عذراء (پرده نشين)، حوراء (فرشته، حوريه)، مريم کبري (مريم برتر)، نوريه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (ياري‌شده) است.
    کنيه هاي حضرت
    ام الحسن، ام الحسين، ام المحسن، ام الائمه، ام ابيها.
    حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت مي کرد و مادرانه عشق مي ورزيد که " ام ابيها" (مادر پدرش) لقب گرفت


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + با توجه به اينکه سجده بر غير خدا حرام است پس چرا در نماز استغاثه (سه‏شنبه 3/2/1387 ساعت 10:13 عصر)

    با توجه به اينکه سجده بر غير خدا حرام است پس چرا در نماز استغاثه حضرت زهرا به سجده مي رويم و مي گوييم «يا مولاتي يا فاطمه اغيثيني »


    اولا، سجده فقط براي خداست و براي غير او حرام است.


    ثانيا، سجده يک امر است و ذکر در سجده امر ديگري است. بيان مطلب اين که، سجده براي خدا است و لاغير. اما در سجده مي توان ذکرهاي گوناگوني گفت و اين دو هيچ منافاتي با هم ندارند؛ يعني تفاوت ذکر ارتباطي با اصل سجده که براي خداست ندارد.


    ثالثا،  خداوند متعال در قرآن فرموده است: «يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيله؛ اي کساني که ايمان آورده ايد پرهيزگاري پيشه کنيد و وسيله اي براي تقرب به خدا بجوييد..» (مائده، آيه 35).


    خداوند متعال در اين آيه شريفه دستور مي دهد که براي تقرب به خدا به دنبال وسيله اي باشيد و آنان را واسطه قرار دهيد. اما اين که وسيله چيست؟ در پاسخ بايد گفت که وسيله در آيه فوق معناي وسيعي دارد و شامل هر کار و هر چيزي که باعث شود انسان را به خدا نزديک کند مي شود که مهمترين آنها ايمان به خدا، پيامبر(ص)، جهاد، عبادات و... است.


    پيامبر(ص) فرمود: «... و نحن الوسيله الي الله والوصله الي رضوان الله...؛ و ما وسيله اي به سوي خدا و اتصال به رضوان خداييم...» (بحار، ج 25، ص 23، ح 38).


    رابعا، در نماز مذکور در مفاتيح آمده است که هرگاه حاجتي داريد و سينه شما تنگ شده است پس دو رکعت نماز بجاي آوريد و بعد از سلام نماز سه مرتبه تکبير و سپس تسبيح حضرت زهرا(س) و سپس در سجده صد مرتبه بگوييد «يا مولاتي يا فاطمه اغيثيني...» همانطور که مشاهده مي کنيد ما نماز را براي خدا بجا مي آوريم و سجده را نيز براي او انجام مي دهيم اما با ذکر «يا مولاتي...» حضرت زهرا(س) را وسيله قرار مي دهيم تا بدينوسيله خداوند متعال حاجت ما را برآورده نموده و تنگي سينه مان را مرتفع سازد و اين هيچ منافاتي با توحيد نخواهد داشت زيرا اين عمل هرگز به اين منظور نيست که انسان چيزي را از شخص پيامبر(ص) يا امام يا حضرت زهرا(س) مستقلا تقاضا کنند، بلکه منظور اين است که به آنان توسل بجوييم و آنان را وسيله اي براي تقرب به خدا قرار دهيم که اين کار علاوه بر اطاعت از امر خدا، يک نوع احترام و اهتمام به موقعيت آنهاست که اين هم يک نوع عبادت است. بنابراين چنين اموري نه بوي شرک مي دهند و نه بر خلاف آيات قرآن است.


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + چرا نام حضرت فاطمه (س ) در قرآن نيامده است ؟ (پنجشنبه 22/1/1387 ساعت 11:22 عصر)

    اين سوال نسبت به ائمه عليهم السلام - نيز جاري است و در همه پاسخ مشابهي دارد. شيوه برخورد قرآن با اهل بيت دادن يکسري اصول و معيارها و بيان امتيازات و ويژگي‏هاي برجسته آنان است. نه ذکر نام آنها مانند آنچه در آيه تطهير اطعام انفاق و...آمده است . اما اين که از چه رو چنين شيوه‏اي اتخاذ گرديده کاملا بر ما روشن نيست ولي با توجه به قرائن قرآني و تاريخي مي‏توان نتايجي به دست آورد:


    1- روش قرآن در مسائل مهم فکري اجتماعي و سياسي دادن معيار به جاي معرفي اشخاص است و اين طبيعتا موجب شکوفايي اذهان است و به جامعه اين مسووءليت را مي‏دهد که در پي کشف مصاديق انطباق با ضوابط تعيين شده برآيند.

    2- جرياناتي در عصر پيامبر وجود داشت که هر گونه سخني از پيامبر(ص) در مورد اهل‏بيت(ع) را حمل براين مي‏کردند که پيامبر آمده است تا خود را و سپس نزديکانش را بر مردم حاکم گرداند. اين برنامه آن قدر قوت گرفت که پيامبر(ص) را مجبور ساخت به هنگام نوشتن وصيت از تصميم خود منصرف شود زيرا بيم آن مي‏رفت که برخي به خاطر اجراي برنامه‏هاي شوم خود حتي اصل رسالت پيامبر(ص) را منکر شوند چنانچه يزيد گفت:   لعبت هاشم بالملک فلا خبرجأ و لا وحي نزل   با نگاهي دقيق به حوادث تاريخي به خوبي روشن مي‏شود که همين مساله در موردقرآن نيز راه مي‏يافت و اگر به صراحت نامي از آنان مي‏آمد و با اجمال و اشاره قضيه ختم نمي‏شد چه بسا الهي بودن آن را نيز منکر مي‏شدند و اساسا بنيان دين را ويران مي‏ساختند. در اين جا ممکن است گفته شود که خداوند خود اعلام داشته‏ که حافظ قرآ ن است. پاسخ آن است که: بلي ولي خداوند هر چيزي را از طريق اسباب و وسايل ويژه و مناسبش به انجام مي‏رساند و يکي از اسباب حفظ قرآن رعايت همين شيوه‏هاست زيرا اين روش انگيزه مخالفت و تحريف قرآن را از بين برده يا محدود مي‏سازد.
  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  • + هفتمين سين (چهارشنبه 7/1/1387 ساعت 10:41 عصر)
    اين خاطره يکي از جانبازهاي عزيز جبهه هاي حق عليه باطل هست که براي من فرستاده  حيفم اومد  اين خاطره فقط براي خودم باشم مي خواهم لذتي که من از اين خاطره بردم شما هم به بريد


    بچه ها تحويل سال يادش بخير شلمچه سفره هفت سين چيده بوديم تو سفره سربند و يک سرنيزه بچه ها خيلي گشتن تو جبهه سيب نداشتيم بجاي سيب تو سفره کمپوتشو گذاشتيم تو اون سفره گذاشتيم يه کاسه سکه و سنگ سمبه به جاي سنجد يه سفره رنگارنگ اما... يه سين کم اومد همه تو فکري رفتيم مصمم و با خنده همه يک صدا گقتيم: ...به جاي هفتيمن سين تو سفره * سر * ميزاريم سر کمه هر چي داريم پاي امام مي زاريم


    هزاران گل تقديم به شما ....خوش به حالتون.......... شما همه چيزتو داديد تا ما هفت سين زندگيمون کامل به شه و ماهي زندگيمون بي هيچ ناراحتي تو تنگ خودش  راحت به چرخه  ....


     



    شرهاني يک منطقه مرزي هست اين عکسهايي که مشاهده مي کنيد بدن 5 شهيد بزرگوار پيداشده


     



     


     


  • نويسنده: فاطمه سادات

  • نظرات ديگران ( )

  •    1   2      >

    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  •   بازديدهاي اين وبلاگ
  • امروز: 2 بازديد
    ديروز: 5 بازديد
    کل بازديدها: 2150 بازديد
  •   درباره من
  • يا منيل
    فاطمه سادات[32]
    منيل يکي از نامهاي خداوند بارتعالي است که به معني :به مقصود رساننده ، بهرهمند کننده - و دستيابي به اهداف ،از تجلي اسم منيل است . از هداف اين وبلاگ نشان دادن مقام خانم فاطمه الزهرا سلام الله عليها و مقام زن مي باشد نام من رفتست روزي بر لب جانان به سهو ___ اهل دل را بوي جان مي آيد از نامم هنوز
  •   لوگوي وبلاگ من
  • يا منيل
  •   مطالب بايگاني شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  • نام:

    ايميل:

     

  •  لينک دوستان من

  •  لوگوي دوستان من